۲۹ اسفند ۱۳۹۸
اسفند ۲۹, ۱۳۹۸

بچه‌هایی که دزدی می‌کنند

اسفند ۲۹, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

بچه‌هایی که دزدی می‌کنند

نویسنده:دکتر میترا حکیم‌شوشتری: وقتی پسر پنج ساله‌ام از مهد کودک برگشت، در کیف‌اش یک اسباب‌بازی جدید پیدا کردم. من و پدرش به هم نگاه کردیم و از او پرسیدیم که آن را از کجا آورده و مال کیست؟! او ابتدا ابراز بی‌اطلاعی کرد اما با اصرار ما گفت که آن را از کیف هم کلاسی‌اش برداشته.»

«اولین باری که دختر هفت ساله‌ام، مریم، از کلاس ورزش با یک کادو به خانه آمد، فکر کردم که این کادو را دوست‌اش، گلی، به او داده است. وقتی دومین بار گفت که گلی یک اسباب‌بازی به او هدیه داده، تعجب کردم و بار سوم زمانی که مریم یک صندلی کوچک از خانه عروسکی گلی را توی روسری‌اش پیچیده بود، متوجه شدم که فرزندم این لوازم را دزدیده! واقعا ناراحت و عصبانی شده بودم. تنها فکری که به نظرم رسید این بود که مجبورش کنم به خانه گلی برود و همه آنها را پس بدهد اما از تکرار این رفتار خیلی نگران هستم. از شما می‌‌خواهم که مرا راهنمایی کنید که چه‌طور با او رفتار کنم.»

این‌ها مشتی نمونه خروار از گلایه‌های والدینی است که از رفتارهای عجیب و غریب بچه‌هایشان سر در نمی‌آورند و مفهومش را نمی‌فهمند. حتماً شما هم با مساله سرقت کردن بچه‌ها روبه‌رو شده‌اید. شاید فرزند شما بدون اجازه شما از کیف‌تان پول برمی‌دارد یا اسباب‌بازی‌های دوستان‌اش را بدون اطلاع آنها برمی‌دارد و حتی در مدرسه لوازم‌التحریر دوستان‌اش را با خود به خانه می‌آورد. بسیاری از والدین از خود می‌پرسند چگونه باید با این مساله برخورد کرد؟ در این باره با دکتر میترا حکیم شوشتری، روان‌پزشک کودک صحبت کردیم. راهکارهایی که او توصیه کرده می‌تواند راهگشای شما باشد.

نظر کارشناس

دزدی در بچه‌های کوچک رفتار رایجی است.بیشتر بچه‌ها در دوران کودکی یکی دو بار دست به دزدی می‌‌زنند. این کار موجب تاثر و نگرانی والدین می‌‌شود و گمان می‌‌کنند که بچه آنها در آینده به دزد حرفه‌ای تبدیل می‌‌شود اما اکثر بچه‌هایی که گاهی دزدی می‌‌کنند، وقتی بزرگ می‌‌شوند افرادی مطیع قانون خواهند شد.با این وجود باید این رفتار مورد توجه و اصلاح قرار گیرد.

دزدی کردن در بچه‌های پیش دبستانی عملی شایع است زیرا به تازگی با مفهوم مالکیت داشتن و رعایت حریم خصوصی آشنا شده‌اند. بچه‌ها تقریبا از سن، چهار سالگی با مفهوم مالکیت آشنا می‌‌شوند. حتما دیده‌اید که کودکان خردسال تمایلی به دادن اسباب‌بازی خود به کودکان دیگر ندارند. در سن ۴ تا ۵ سالگی، کودکان خود را محور جهان می‌‌پندارند و حتی تصور می‌کنند که والدین بیشتر متعلق به آنها هستند تا خواهران و برادرانشان لذا آنها تصور می‌‌کنند که می‌‌توانند هر چیزی را که می‌‌خواهند بردارند و غالبا اشتباه بودن این عمل را نمی‌پذیرند.

در این سنین بچه‌ها با مفاهیمی مانند خوب و بد، جریمه و پاداش و راست و دروغ آشنا می‌‌شوند. باید از فرصت‌های مختلف برای رشد بیشتر این مفاهیم استفاده کرد. از جمله فرصت‌های خوبی که برای این آموزش می‌‌توان به آن اشاره داشت، بازی با کودک و ایفای نقش عملی است که انجام داده و درخواست از او برای اجرای نقش پدر یا مادری که با این عمل مواجه است. بهتر است از واژه دزدی استفاده نکنیم و از کلمه برداشتن شی استفاده کنیم زیرا با استفاده از این لغت، به کودک این صفت را منسوب کرده‌ایم که این کار تغییر رفتار را دشوار می‌‌سازد. بهتر است از نصیحت کردن و گفتن ادامه خطرات این کار در بزرگسالی خودداری کنیم.

تحت هیچ شرایطی از تنبیه بدنی استفاده نکنیم و بدانیم اگر تنبیه بدنی بتواند این رفتار را متوقف سازد، موجب جایگزینی رفتار منفی دیگری خواهد شد و راه ارتباط ما را با کودک می‌‌بندد، در چنین شرایطی ممکن است کودک رفتارش را به صورت پنهانی انجام دهد، یعنی تنبیه باعث تشدید این رفتار شود. کودکان از شش سالگی به بعد می‌‌توانند به صورت کامل مفهوم مالکیت و نادرست بودن رفتار «برداشتن وسایل دیگران» را درک کنند و معمولا می‌‌دانند برای برداشتن جنس باید قیمتی را پرداخت. در این زمان است که پدر و مادر باید محدودیت‌ها و تنبیه‌هایی را برای این عمل در نظر بگیرند. در اینجا به سه سوال رایج والدین در این زمینه پاسخ می‌دهم.

۱ در همان لحظه که متوجه شدم شی‌ء را برداشته چه باید بکنم؟

۲ چرا بچه‌ها دزدی می‌‌کنند؟

۳ برای پیشگیری چه باید کرد؟

در همان لحظه چه باید بکنم؟

قدم اول: زمانی که والدین پی بردند که بچه چیزی را برداشته است، به هیچ عنوان نباید واکنش شدید نشان دهند. در آن لحظه باید رفتاری مناسب و سنجیده از خود نشان دهند. باید بکوشند آرامش خود را حفظ کرده و روشی منطقی اتخاذ کنند، در غیر این‌صورت باعث احساس گناه و دلخوری در خود والدین می‌‌شود و از طرف دیگر عزت نفس کودک را نیز به مخاطره می‌‌اندازد. اعتراف خواستن از کودک و تهمت زدن به او در نزد دیگران، عملی بسیار غیر عاقلانه و ناصحیح است زیرا با این‌گونه روش‌ها به ندرت می‌توان به ریشه اصلی و علت بنیادی مشکل پی برد. این عمل غالبا به دروغگویی کودک یا ریختن آبروی او برای عملی که ممکن است هرگز تکرار نشود منتهی خواهد شد. پس باید توجه داشته باشیم که وقتی پاسخ سوالی را می‌‌دانیم، نباید بخواهیم از کودک تحت فشار پاسخ مثبت بگیریم. این کار مشکل دروغ گفتن را بر مشکل قبلی می‌‌افزاید.

قدم دوم: همان موقع باید رفتارش را به درستی نامگذاری کنید. برای مثال نباید برداشتن بی‌اجازه چیزی که متعلق به او نیست را امانت گرفتن بنامید، بنابراین به بچه‌هایی که مفهوم مالکیت را درک می‌‌کنند بگویید که برداشتن بی‌اجازه متعلقات دیگران کاری خلاف قانون است..

قدم سوم: بلافاصله رفتارش را اصلاح کنید (اصلاح کردن یعنی ایجاد نوعی جبران.) برای مثال کودکی که از مغازه کیک برداشته، باید به آنجا برگردد و کیک را به جایی که برداشته بگذارد (البته اگر دست خورده نشده است) یا اگر مغازه دار آن را پس نگیرد، پول آن را پرداخت کند. در این گونه از موارد از بزرگ‌ترهایی که کودک از آنها چیزی را بر داشته است بخواهید، از طرف کودک قول ندهند و عذرخواهی نکنند و نگویند که این کار برای بچه‌ها طبیعی است. اگر بچه پولی برای پرداخت آنچه که برداشته است، نداشت؛ والدین می‌‌توانند به او قرض دهند و بعدا از پول ماهیانه او کم کنند یا باید کاری در خانه (مثل شستن ظروف برای دو روز) انجام دهد تا پولی برای پرداخت آن به دست آورد. همچنین از فردی که از او چیزی دزدیده است عذرخواهی کند. این نکته اهمیت دارد که کودک مسوولیت رفتار نادرست‌اش را به عهده بگیرد.

قدم چهارم: برای اصلاح رفتار، می‌‌توان از پیامد‌های طبیعی استفاده کرد.مثلا به کودکی که طی دوره بیماری سرماخوردگی، بدون اجازه شکلات برداشته، اجازه ندهید دو روز شیرینی بخورد. والدین باید بدانند بچه‌هایشان در چه وضعیتی هستند اما نباید به صورت مداوم کیف و وسایل شخصی کودک مورد جستجو قرار گیرد.این کار احساس عدم اعتماد در کودکان ایجاد می‌کند. اگر می‌‌خواهیم کودک‌مان برای دست زدن به کیف ما، از ما اجازه بگیرد، در ابتدا ما باید برای بررسی کیف کودک از او اجازه بگیریم. با این کار می‌توان احساس مثبت داشتن حریم شخصی را به کودک انتقال داد. پس داشتن الگوی مناسب رفتاری، می‌‌تواند موجب ایجاد رفتارهای مثبت در کودک شود. بچه‌هایی که مورد نظارت نزدیک والدین قرار ندارند با احتمال بیشتری به سوی دزدی و دیگر مشکلات رفتاری کشیده می‌‌شوند.

قدم پنجم: از خودتان بپرسید چرا؟ علت انجام این کار را نباید از کودک سوال کرد چون به احتمال زیاد پاسخی که والدین به آن نیاز دارند را به دست نمی‌آورند. گاه برخورد نامناسب و شدید اولیه با چنین رفتاری در کودکان خردسال موجب تداوم و حتی تشدید رفتار می‌‌شود.کودکان به دلایل گوناگون وسایل دیگران را برمی‌‌دارند، به همین دلیل تعیین علت این رفتار مهم است. شاید بهتر باشد که پدر و مادر شرایط زندگی کودک را مورد بررسی قرار دهند و در مواردی از کمک متخصصان استفاده کنند. قدر مسلم، پس از روشن شدن علت، می‌‌توان کمک بهتری به کودک ارایه کرد. بعضا دیده می‌‌شود که وقتی درگیری و اختلافات زناشویی زیادی در خانه وجود دارد، کودکان سعی می‌‌کنند با بروز مشکلات رفتاری، از میزان درگیری والدین بکاهند و در واقع خود را کانون اصلی توجه قرار دهند.

اصلا چرا بچه‌ها دزدی می‌کنند؟

کودکان به چند دلیل ممکن است گاهی وسایل و اسباب‌هایی را که مال آنها نیست، بدون اجازه بردارند. این دلایل، هم در کودکان مختلف و در شرایط محیطی متفاوت فرق می‌کنند.

والدینی که پس از تکرار این رفتار توسط کودک و تعیین پیامد مناسب از سوی آنها، از انجام روش‌های تنبیهی خودداری می‌‌کنند، ممکن است ندانسته این رفتار را تقویت کنند. پس زمانی که والدین متوجه می‌شوند کودک‌شان بدون اجازه چیزی را برداشته است، باید تذکرهای لازم را همان موقع به کودک بدهند.برای مثال به او بگویند: «این وسیله مال تو نیست و نباید آن را بدون اجازه برداری» و یا «آن وسیله را پس بده و عذرخواهی کن.» پدر و مادرانی که تمایل دارند کودک هیچ نوع کمبودی را احساس نکند و از همه امکانات کاملا شبیه به همسالان خود برخوردار باشد، ممکن است در مواردی که برخلاف میل کودک، چیزی را تهیه نکنند و با چنین رفتاری از سوی کودک مواجه شوند. اولا خوب است بچه‌ها از دوران کودکی، بدانند که هر خانه‌ای شرایط خاص خود را دارد و آنها نباید دایما خود را با دوستان‌شان مقایسه کنند. تجربه تحمل در برابر ناکامی، پدیده‌ای است که باید از دوران کودکی در انسان رشد کند و موجب رشد سالم انسان ‌‌شود.

بچه‌ها از طریق مشاهده والدین بسیاری از رفتار‌ها را یاد می‌‌گیرند. گاهی والدین چیزی که متعلق به آنها نیست را بر می‌‌دارند. برای مثال لوازم اداره خود را بر می‌‌دارند و در خانه استفاده می‌‌کنند. این کار ممکن است در نظر کودکان به معنی آن باشد که در مواردی دزدی صحیح است و یا هنگامی که پدری بازنگرداندن بقیه پول مشتری را به حساب زرنگی خود می‌‌گذارد یا با سربلندی از تعداد دفعاتی می‌‌گوید که از بزرگ‌ترهای خود پولی را برداشته و آنها متوجه نشده‌اند، از جمله مصادیق ارایه الگوی ناسالم رفتاری است. همچنین کودکان از دیدن فیلم‌ها و قصه‌هایی که قهرمان آنها دزد و سارقی است که از جذابیت خاصی برخوردار است و با استفاده از توانایی‌های خاص خود مبالغ هنگفتی به جیب می‌‌زند، الگو می‌‌گیرند. همه اینها برای آموزش این نکته کافی است که یک راه برای تامین نیازها، دست کردن در جیب بزرگ‌ترها و برداشتن پول است. گاهی می‌‌توان به صورت غیر مستقیم و در قالب داستان و قصه کودک را با ناپسند بودن چنین اعمالی آشنا کرده و او را از عواقب آن آگاه ساخت و گاه می‌‌توان موضوع را مستقیم با کودک خود در میان گذاشت.

برخی از بچه‌ها پولی برای خود ندارند تا چیزی را که می‌‌خواهند خریداری کنند. بچه‌هایی که پول توجیبی ندارند، امکان دارد برای چیزی که می‌‌خواهند دست به برداشتن پول بزنند. گاهی کودک دوست دارد برای خودش چیزهای کوچکی مثل، بستنی، شکلات و یا بیسکوییت بخرد ولی پول ندارد. در این حالت اگر او پول نداشته باشد، ممکن است به سراغ کیف پدر یا مادرش برود. علاوه بر این داشتن پول توجیبی کودکان را با نحوه داد و ستد و پس‌انداز کردن آشنا می‌‌سازد.